سکاجویا (Sacagawea) زنی با عنوان راهگشا در هیئت اعزامی کلارک و لوئیس

در سال ۱۸۰۴ در راستای هیئت اعزامی که توسط لوئیس و کلارک اداره می شد، تیم مربوطه وارد منطقه ای که سکاجویا در کنار خوانواده اش زندگی می کردند شد

0
24
سکاجویا (Sacagawea) زنی با عنوان راهگشا در هیئت اعزامی کلارک و لوئیس
“سکاجویا به عنوان مترجم زبان شوشون (Shoshone) که در راستای قرار گرفتن در گروه هیئت اعزامی کلارک و لوئیس توانست به شهرت برسد”
 سکاجویا دختر فرمانده شوشون در سال ۱۷۸۸ در شهر لمی، آیداهو متولد شد. تنها زمانیکه ۱۲ سال داشت توسط قبیله دشمن ربوده و سپس به شکارچی فرانسوی کانادایی فروخته شد و با او ازدواج کرد. در ماه نوامبر ۱۸۰۴ از او خواسته شد تا وارد هیئت کلارک و لوئیس Lewis and Clark Expedition شده و در آنجا به عنوان مترجم زبان شوشون فعالیت خود را آغاز کند. بعد از ترک هیئت، او در فورت مانوئل، کنل، داکوتای جنوبی امروزی درگذشت.
 او در سال ۱۷۸۶، و البته با توجه به برخی منابع دیگر در سال ۱۷۸۷، در شهر لمی متولد شد. سکاجویا و همسرش بین هیداتاسا و مندیال در منطقه بالای رودخانه میسوری-داکوتای شمالی-زندگی می کردند. در سال ۱۸۰۴ در راستای هیئت اعزامی که توسط لوئیس (Meriwether Lewis) و کلارک (William Clark) اداره می شد، تیم مربوطه وارد منطقه ای که سکاجویا در کنار خوانواده اش زندگی می کردند شد. این گروه که به عنوان “گروه کشف” Corps of Discovery شناخته می شود در نظر داشت تا سرزمین های تازه به دست آمده غرب را پیموده و مسیری به سمت اقیانوس آرام پیدا کند. تیم مربوطه فورت مندان Fort Mandan را در این ناحیه ساخته تا بتواند کل زمستان را در آنجا سپری کند. به دلیل ملاقت آنها با سکاجویا، علارغم بارداری او تصمیم گرفته شد تا در این سفر سکاجویا آنها را به عنوان مترجم زبان شوشون همراهی کند.
 هیئت اعزامی لوئیس و کلارک
 در ماه فوریه سال ۱۸۰۵ او در نهایت پسر خود به نام باپتیست (Jean Baptiste Charbonneau) را به دنیا آورد. علارغم سفر خود با پسری تازه متولد شده او اثبات کرد که تا چه میزان می تواند برای افراد گروه فردی قابل اعتماد بوده و در شرایط سخت آنها را یاری کند. او توانایی خاصی در یافتن گیاهان خوراکی داشت. زمانیکه کشتی انها در حین مسافرت غرق شد او توانست کمک زیادی در راستای نجات برخی موارد مهم مانند پرونده ها و مواد به گروه کمک کرده و بطور کل به عنوان سمبل صلح شناخته می شد چراکه به دلیل ویژگی زن بودن و داشتن بچه ای به گروه کمک می کرد تا بتوانند، در این سفر شکاکیت ها و سوءزن های کم تری را جلب کرده و با راحتی خیال به نکات مختلف سفر کنند.
 علاوه بر تمامی کمک های سکاجویا، در طی رویارویی گروه اعزامی با قبیله ای از هندی های شوشون، او دریافت که گروه قبیله در واقع برادر خود او بوده است و به همین دلیل توانست واسطه خوبی برای خرید اسب ها جهت پشت سر گذاشتن کوه های راکی باشد ولی علارغم این رویارویی او تصمیم گرفت که همراه گروه خود باقی مانده و با برادر خود خداحافظی کند. بعد از رسیدن به سواحل اقیانوس آرام در سال ۱۸۰۵ او توانست با داشتن حق رای با ساخت اقامتگاهی برای سپری کردن زمستان موافقت کند.
 او به همراه خانواده خود گروه اعزامی را تا روستای ماندان همراهی کرد. در طی این مسافرت کلارک علاقه خاصی به پسر سکاجویا پیدا کرده و تصمیم گرفت تا شرایط خوب تحصیلی را برای او فراهم کند. با توجه به برخی نوشته ها او به همراه خانواده خود طی سفری به دیدن کلارک رفته و در برگشت قبول کرده تا باپتیست را جهت داشتن شرایط بهتری برای زندگی کردن به دست کلارک بسپارند. بعد از سه سال سکاجویا دومین فرزند خود را به دنیا آورده و تنها بعد از سه ماه از به دنیا آمدن دخترش در فورت مانوئل درگذشت.
 بعد از گذشت سال ها مجسمه ها و حتی اسامی برخی مکان ها به این زن موفق در راستای کمک های او به هئیت اعزامی اختصاص داده شد. یکی از این نمونه ها قرار دادن عکس چهره او در سال ۲۰۰ بر روی سکه های دلار از طرف مرکز سکه زنی آمریکا () می باشد.

افزودن دیدگاه